من انسیه زارع هستم

بلاگ

مِن رَبِ وَ چشمان لامذهبش!!

مِن رَبِ وَ چشمان لامذهبش!!

۲۶ تیر ۱۳۹۹
| توسط ensiezare
| 22327بازدید
| ۴ دیدگاه

مِن رَبِ وَ چشمان لامذهبش!!

وقتی تیتر مینوشتم کلی خندیدم! من رب... مدتیه به شدت از کتابی نوشتن و تعارفی نوشتن نه تنها بدم میاد بلکه روک و راست بگم حـــــااااااااالم بهم میخوره... تا تهشو بخونین شاید به دردتون خورد... مرسی اَه...

ما دخترا وقتی شکست میخوریم عمیقا عجیبا و عتیقتا دچار نمایش فیلم هندی توی سرمون میشیم. اینجوری که اگه طرف قدش 160بوده یهو تو تخیلات ما میشه 195 سانت از حسن آقا بقال سر کوچمون که چشمش ضعیفه و درستم نمیشنوه و اینستاگرامو، اینیسیتاگرام تلفظ میکنه تبدیل میشه تام هاردی که داره بالای کوه فرهاده چی بود ساز میزنه... خلاصش کنم خول وضع هایی هستیم واسه خودمونیم. ولی الحق و الانصاف باحالیم... مخصوصا وقتی کنار هم نشستیم و هی ازش تعریف میکنیم و میگیــــــــــــــم آخه میدونیییییییییییییییی....

آقا میدونی اینارو گفتم که بگم من برای فراموشی شکست عشقی های قدیم دست به کیبورد شدم... درست خوندین شکست عشقیییییییییی هااااااااااا... آخه آدم تو یه سنی هر کی رو میبینه فکر میکنه یارو همون سوار بر اسب سفید و ایناست...
یکم باید بگذره تا به یاس فلسفی سوار و اسب و اینا همش مسخرست و صد سال تنهایی و اینا برسه. اون موقع ها به مدت یکسال مث بنز از 9 صبح تا 8 عصر تویه یک شرکت کارآموز بودم به عشق اینکه فقط یاد بگیرم وبسایت بسازم... وقتی اولین وبسایتم رو ساختم (فول استک مثلا) و روی هاست بارگذاریش کردم تا چند دقیقه گریه کردم... هییییییی یادش بخیر... عمیقا از اون روز به بعد چیزی منو تا این حد خوشحال نکرده... با اینکه توی شرکت خیلی خیلی بدی از نظر مدیریتی کارآموزیم رو شروع کرده بودم و خیلی سختی کشیدم ولی خدا خیرشون بده یه چیزایی یاد گرفتم...

بعد از اون و تحویل دادن چند تا سفارش مختلف رفتم و شرکت خودم رو راه انداختم عین همه تخیل داشتن بزرگترین شرکت آی تی و این داستانا منو گرفت ولی بعد از کمتر از یکسال ولش کردم با اینکه ایده ها و پروژه های خیلی خوبی اونجا ران شد و به اتمام رسید اما چون توی اون شرکت فقط مجبور بودم مدیریت کنم و راستشو بخای نمیشد سر دل استراحت و با خوشحالی بشینم کد بزنم و با معشوق ( دات نت ) کمی بحث فلسفی کنم والزاما با اینکه درآمد خیلی خوبی داشت رها شد میون خاطره ها...

در نتیجه جمعش کردم یک گروه راه انداختم به اسم گیگ مدیا که همگی دور همی بشینیم کد بزنیم و با مخاطب خاص خودمون ( دات نت ، بوت استرپ ، Css ،دیجیتال مارکتینگ ، سوشال مارکتینگ ، جی کوئری ، ری اکت و.... ) هر کسی به فراخور حالش یکی رو انتخاب کرده و بهش وفاداره و خوش و بش میکنه و لذتش رو میبره...

آره دیگ عشق همینه... آخه چشماش منو گرفت...

شاید برات سوال باشه حالا چرا گیگ مدیا و شاید به خودت بگی تا تهش خوندم و هیچی یاد نگرفتم... اما لیست پایین رو بخون :

پاورقی :

  • لامذهب یعنی : ungodly (صفت)- سنگ دل ، لامذهب ، بی دین ، خدا نشناس منبع
  • تام هاردی : ادوارد توماس تام هاردی، تنها فرزند انی و ادوارد هاردی، در هَمِراِسمیت لندن و در ۱۵ سپتامبر ۱۹۷۷ به دنیا آمد. مادرش انی نقاش و پدرش ادوارد نویسندهٔ رمان بود. اولین موفقیت رسمی تام هاردی به سال 1998 باز میگردد یعنی هنگامی که در یک رقابت تلویزیونی بعنوان سوپر مدل برتر انتخاب شد. منبع : سرچ اینترنتی :)
  • صد سال تنهایی : کتاب صد سال تنهایی اثریست که میلیون‌ها نفر در جهان را شیفته خود کرده است. این رمان حاصل ۱۵ ماه تلاش و کار گابریل گارسیا مارکز است که به گفته‌ی خود در تمام این ۱۵ ماه خود را در خانه حبس کرده بوده است! منبع
  • بنز : معنی اینو هم بگم ؟!
  • فول استک : طراحی وبسایت ازصفر تا صد توسط یک نفر!!! از طراحی ظاهر قالب و غیره گرفته (حتی حرف زدن با مشتری بوخودا...) تا طراحی دیتابیس و محتوا گذاری و غیره...
  • هاست : فضایی در کامپیوترهایی به نام سرور است که برای مدتی اجاره میشود برای بارگذاری اطلاعات و صفحات وب.
  • معشوق : برای من دات نت برای دیگری داف بلا و دیگری شمس تبریزی... شما چطور؟!
  • دات نت ، بوت استرپ ، Css ، جی کوئری ، ری اکت : همش ابزار برنامه نویسیه بعدا جداگانه همه رو توضیح میدم
  • گیگ : گیک (به انگلیسی: Geek) یک اصطلاح عامیانه است و به کسی با رفتارهای عجیب و غیر متعارف گفته می‌شود. ولی معانی دیگری مانند، «متخصص یا علاقه‌مند رایانه» نیز دارد که بدان رایانه‌باز[۱] نیز می‌گویند. گیک در گذشته نوعی توهین محسوب می‌شد و به معنی دیوانه یا احمق بود، اما به مرور زمان و بعد از انقلاب دیجیتال، تغییر معنا داد.[۲] گیک‌ها کارها را انجام می‌دهند چون از آن‌ها لذت می‌برند؛ یا در آن‌ها مجالی برای ارزیابی قابلیت‌هایشان می‌بینند. مشوق اولیه آنان پول یا شهرت نیست. گیک‌ها معمولاً تمرکز بر موضوعی را مهم‌تر از نیاز به پذیرش اجتماعی می‌بینند. به همین دلیل، معمولاً روابط اجتماعی آنان کم است و از نظر دیگران آدم‌های عجیب و غریبی به نظر می‌رسند. این جداشدن از اجتماع ممکن است به دلیل شکل، موضوع یا عمق علاقه آنان باشد. منبع



نظرات کاربران

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *